نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۴۴ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ما عاشقیم و رند، خرابات کوی ماست

روی شرابخانه و عشرت به روی ماست

ای شیخ اگر به صومعه ها دار و گیر نیست

خمّارخانه ها همه پر های و هوی ماست

ما با کسی نگفته حدیثی میان شهر

هر جا که مجمعی ست همه گفتگوی ماست

ما را به رنگ و بوی جهان التفات نیست

گلزار عمر اگر چه پر از رنگ و بوی ماست

آبی کز آن حیات ابد یافت جان خضر

از ما بجو که رشحه رشیع سبوی ماست

گفتی شرابخوارگی و عشق خوی تست

آری شرابخوارگی و عشق خوی ماست

کردم ز دوست آرزویی گفت ای کمال

بگذر ز آرزو اگرت آرزوی ماست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و مستی است و به بیان حسی عمیق و شورانگیز از زندگی و شادی می‌پردازد. شاعر خود را عاشق و رند می‌نامد و به خیابان‌ها و محافل شادمانی اشاره می‌کند که پر از شادی و سرور است. او به انتقاد از شیخ‌های صومعه نشین می‌پردازد و می‌گوید که خمارخانه‌ها جای خوشبختی و شادمانی هستند. همچنین، او به عدم توجه به ظواهر دنیا و رنگ و بوی آن اشاره می‌کند و بر اهمیت عشق و شرابخواری و پیوند آن با زندگی تأکید می‌کند. در نهایت، شاعر از دوستش می‌خواهد که از آرزوها بگذرد و به عشق و حال کنونی بپردازد.