نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۴۸ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

مرا با تو نقل و شراب آرزوست

از آن لب سوال و جواب آرزوست

میان صفای می و شیشه باز

مرا از تو جنگ و عتاب آرزوست

اگر دیده دیدار جوید رواست

که نم دیده را آفتاب آرزوست

به خون گر نه ای قانع اینک جگر

گرت خوردن این کباب آرزوست

شبی آستان درت زیر سر

مرا با خیال تو خواب آرزوست

حجاب من از پیش رو دور ساز

که روی نوام بی نقاب آرزوست

پیامی بده گه گهی با کمال

کزان لب به گوشم خطاب آرزوست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به بیان آرزوهای خود می‌پردازد. او از عشق و محبت می‌گوید و خواستار درک و نزدیکی به معشوقش است. او اشاره می‌کند که آرزوی دیدار معشوق به اندازه‌ای بزرگ است که حتی در خواب هم نمی‌تواند از آن چشم بپوشد. شاعر به زیبایی و لذت‌های شراب و می اشاره می‌کند و آرزوی گفت‌وگو و تبادل احساسات را دارد. در نهایت، او خواهان حذف موانع و حجاب‌هاست تا بتواند به معشوق نزدیک‌تر شود و پیام خود را به او برساند.