شمارهٔ ۲۶۶ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
میل دلم بروی تو هر دم زیادت است
وین حد دوستی و کمال ارادت است
هر بامداد روی نو د بدن به فال نیک
ما را دلیل خبر و نشان سعادت است
تو آفتاب عالم هستی و جان ما
دایم ژنیش روی تو در استعادت است
خوش خاطرم ز درد تو از بهر مصلحت
گر ناله میکنم غرض من عبادت است
گر عادت است رسم نخلف میان خلق
ما عارفیم و عادت ما ترک عادت است
صدق کمال ساده درون و کمال صدق
از هر چه در کمال تو آید زیادت است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر عمیقترین احساسات و ارادت شاعر به معشوق است. او میگوید که عشق و دوستیاش نسبت به معشوق هر روز بیشتر میشود و هر روز صبح با دیدن معشوق، نشانهای از سعادت و خوشبختی را مشاهده میکند. معشوق به عنوان آفتاب جهان و منبع حیات او مطرح شده و شاعر از درد و رنج خود به عنوان ابزاری برای عبادت یاد میکند. در نهایت، او به این نکته اشاره میکند که در حالی که دیگران به عادات خود پایبند هستند، او به عادت ترک عادت روی آورده و به حقیقت و صداقت در دوستیش با معشوق اهمیت میدهد.