نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۷۵ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)

هر که ترا بافت دولت در جهان بافت

دولت ازین به نیافت گشته که جان یاخت

تا ز تو بو برده دل ازو اثری نیست

ک خبر او نیافت گز تو نشان یافت

گاه نهان شد که آشکار و طلبکار

از نو نشانی به آشکار و نهان یافت

یافت نشد آن به جد و جهد چه تدبیر

دولت وقت، کسی که دولت آن یافت

نیم نظر همتی که بابی از آن جو

زآنکه کسی هرچه بافت جمله از آن یافت

یافت درین به یکی گهر دگری خاک

همت جوینده هرچه بود همان یافت

لان انالحق بزن کمال که رفته است

بر موی تو چون ز دوست نشان یافت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی مفهوم "دولت" و تلاش انسان برای دستیابی به آن می‌پردازد. شاعر می‌گوید که هر کسی که بخواهد به موفقیت و قدرت در زندگی دست یابد، باید تلاش و جدیت به خرج دهد. او اشاره می‌کند که حقیقتاً آنچه که در دنیا به عنوان "دولت" شناخته می‌شود، از ارتباط با دیگری و تأثیرپذیری از او حاصل می‌شود. در انتها، شاعر با تأکید بر اهمیت همت و کوشش، این نکته را بیان می‌کند که هر فردی با جستجو و تلاش می‌تواند به آنچه که آرزو دارد، دست یابد.