نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۷۶ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

هر که در عالم کم از یک لحظه دور از بار زیست

کرد نقد زندگانی شایع اره پسیار زیست

عاشق نالان می نگرفت بی رویش قرار

عندلیب زار نتوانست بی گلزار زیست

ا گر شنیدی بوی تر از خود برفی بیخبر

زاهد خود بین که عمری عاقل و هوشیار زیست

با خیال بار عاشق شب به عمر خود نخفت

شمع چندانی که بودش زندگی بیدار زیست

شربت دردت مریض عشق را باید حلال

گر کسی درمان بجست او سالها بیمار زیست

با رقیبانت به بوی وصل خوشدل میزیم

بر امید گل چو بلبل می توان با خار زیست

ا گر برآید سرو شاید از سر خاک کمال

سالها چون با خیال آن تد و رخسار زیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زندگی و عشق می‌پردازد و بیان می‌کند که هر که از عشق و خوشی‌ها دور باشد، زندگی را بی‌معنا و سخت تجربه می‌کند. شاعر به درد و رنج عاشقانی اشاره دارد که بدون محبوب خود نمی‌توانند آرامش داشته باشند و حسرت وصال او را می‌کشند. زندگی با درد و عشق گره خورده و حتی زاهدان و عاقلان نیز نمی‌توانند از این واقعیت فرار کنند. در نهایت، شاعر به امید زندگی و زیبایی‌های مرتبط با عشق اشاره دارد و می‌گوید که انسان می‌تواند با وجود مشکلات و موانع، به دنبال آرزوهای خود برود و امید به وصال را در دل داشته باشد.