شمارهٔ ۳۰۱ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
آن شهسوار خویان بارب چه نام دارد
در حسن و دلربائی لطف تمام دارد
عشان را حلال است اندوه دوست خوردن
خونش حلال بادا آنکو حرام دارد
دل خواهد که گیرد سیم برش در آغوش
بیچاره در سر خود سودای خام دارد
سر آهوی شیر گیرش بر طرف لاله زارش
از بهر صید دلها از مشک دام دارد
مه چون تمام گردد پیوسته در کمالست
زانروی در دل او مهرش مقام دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره یک جوان دلبر و جذاب است که تمامی ویژگیهای زیبایی و لطف را در خود دارد. شاعر به او اشاره میکند که عشق و دوستی در زندگیاش مهم است و کسانی که دل در گرو او دارند، برایشان گرانبهاست. همچنین، شاعر به احساسات درونی و آرزوهای عاشقانه اشاره میکند و از زیباییهای وجودی این شخص در دل خود یاد میکند. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید میکند که جذابیت و مهر این شخص همیشگی و تمامنشدنی است.