نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۰۴ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آنها که لب چون شکرستان نو پابند

آن نقل همان در خور دندان نو پابند

زیر قدمت خاک شده جان عزیزست

هر گرد که بر گوشه دامان تو پابند

از چشمه حیوان نئوان بافت همه عمر

آن لطف که در چاه زنخدان پر پابند

آنجا که به خط سبز کنی خوان ملاحت

طاووس ملایک مگس خوان تو پابند

از خاک شهیدان گل رحمت شکنانه

مر غنچه که در سینه ز پیکان نو پابند

زینگونه که من بافتم آن لعل روان بخش

گر جوی بهشت است که جویان پر پابند

جنت طلبان هرچه بجویند ز طوبی

در قامت چون سرو خرامان تو بابند

گر خضر بقا چون خطت از آب بقا بافت

عشاق حبات از لب خندان نو پابند

بردی دل عشاق کمال از سخن خوب

خوبان عمل نه ز دیوان نو پابند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و زیبایی معشوق است و به تصویر کشیدن جذابیت‌های او می‌پردازد. شاعر از لب‌هایی شکرین و دندانی زیبا سخن می‌گوید که همچون نقل شیرینی هستند. او عشق و ارادتش را به معشوق ابراز کرده و خاک پای او را ارزشی برابر با جان عزیز خود می‌داند. همچنین، شاعر به لطافت و جذابیت معشوق اشاره می‌کند و می‌گوید که هر چه جویندگان به دنبال بهشت و نعمت‌های آن هستند، در زیبایی و قامت او متوقف می‌شوند. در نهایت، شاعر به عشق و کمالی که از سخن معشوق سر چشمه می‌گیرد، اشاره می‌کند و بر این واقعیت تأکید می‌کند که زیبایی‌های حقیقی در عمل و وجود او نهفته است.