نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۰۹ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

از تو چشمم چو غطت کی طرف مه باشد

با خیال تو کرا در دل من ره باشد

پیش رخسار تو افزون تر ازین آه کشم

بیشتر ناله مرغان به سحرگه باشد

طره از نار مده تاب که آن زلف دراز

شب عمرست و نخواهیم که کوته باشد

کس ندانست که آن نقل دهان روزی کیست

رزق در پرده نیست که آگه باشد

قد و رفتار گر اینست زهی گستاخی

که بجز سایه تو کس به تو همره باشد

استخوانم ز په واقعه شطرنج کنید

تا نهم رخ به بساطی که چنین شه باشد

گر به بینی دهن ننگ وقد بار کمال

بوسه ده خواه و بگز صفر و الف ده باشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر عشق و جذابیت معشوق را به تصویر می‌کشد. او از زیبایی چهره معشوق و تأثیر آن بر دلش صحبت می‌کند و می‌گوید که در برابر زیبایی او، نمی‌تواند بیشتر از این آه بکشد. شاعر به زلف‌های دراز معشوق اشاره می‌کند و آن را به شب عمر تشبیه می‌کند، به این معنا که می‌خواهد این لحظات زیبا هرگز به پایان نرسد. او همچنین به این نکته اشاره دارد که هیچ‌کس نمی‌داند روزی برای او چه خواهد شد و اینکه زیبایی معشوق او را تحت تأثیر قرار داده است. در نهایت، شاعر از عشق و اشتیاق خود در مقابل معشوق سخن می‌گوید و به بیان احساست عمیق خود می‌پردازد.