نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۳ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

دوست می دارد دلم جور و جفای دوست را

دوست تر از جان و سر درد و بلای دوست را

زحمت خود با طبیب مدعی خواهم نمود

تا بسازد چاره درد بی دوای دوست را

چون مراد دوست جان افشاندن است از دوستان

زودتر دریاب جان من رضای دوست را

در هوای او تواند داد عاشق سر به باد

لیک نتواند نهاد از سر هوای دوست را

گر بدل کردی بصد فردوس خاک کوی دوست

رایگان از دست دادی خاک پای دوست را

دستبوس دوست می خواهی بشو دست از دو کون

دست آلوده نشاید مرحبای دوست را

دوستی های دو عالم را بروب از دل کمال

پاک باید داشتن خلوت سرای دوست را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر عمق احساسات شاعر نسبت به دوست و دشواری‌های ناشی از دوستی است. شاعر می‌گوید که گرچه دوستی با او سختی‌ها و دردهایی به همراه دارد، اما او از این دوستی خوشنود است و حتی جانش را نیز برای رضای او فدای می‌کند. شاعر در تلاش است تا با کمک طبیب به دردهای ناشی از دوستی پایان دهد، اما در عین حال می‌فهمد که عشق واقعی و نگاه به دوست نمی‌تواند بدون چالش باشد. او همچنین اشاره می‌کند که برای دستیابی به دوستی واقعی باید از دنیای مادی و ناهمواری‌ها فاصله گرفت و قلبی پاک داشت. در نهایت، شاعر تاکید می‌کند که دوستی حقیقی نیازمند خلوص نیت و دوری از آلودگی‌های دنیوی است.