نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۴ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

دوش از در میخانه بدیدیم حرم را

می نوش و ببین قسمت میدان کرم را

فرمان خرد بر دل هشیار نویسند

حکمی نبود بر سر دیوان قلم را

ای مست گر افتی به سر تربت شاهان

مشتاق لب جام بیابی لب جم را

پای ستم از ساحت جان گرد بر آورد

بنشین و به می باز نشان گرد ستم را

چنگت خبر راه طرب داد و ز پیران

بشنو سخن راست مبین پشت به خم را

در شیشه گر از باده کمی هست غمی نیست

لیکن غم بسیار بود دولت کم را

صبح است کمال و می و آواز خوش نی

برخیز غنیمت شمر این یک دو سه دم را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره لذت‌جویی از زندگی و بهره‌مندی از لحظات خوش است. شاعر به میخانه و شادی دعوت می‌کند و از نوشیدن شراب و دیدن زیبایی‌ها سخن می‌گوید. او بر این نکته تأکید می‌کند که در زندگی هیچ چیز مهم‌تر از حال خوش و لذت بردن از زمان حال نیست. همچنین به اهمیت خرد و آگاهی در زندگی اشاره می‌کند و دلایل و جستجوی خوشی را در کنار یادآوری زندگی‌نامه بزرگانی که در تاریخ گذشته‌اند، مطرح می‌نماید. در نهایت، شاعر به مخاطب توصیه می‌کند که از فرصت‌های نادر زندگی استفاده کند و لحظات خوش را غنیمت بشمارد.