نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۳۱ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

با سرود و آه و ناله میرود اشکم چو رود

در پیش مستان محبت این بود رود و سرود

عاشقان را در محافل ناله سازد سر بلند

مطربان را در مجالت آبرو باشد ز رود

با سرشکم دجله و جیحون دو بار آشناست

از دو رود دیده ما باد بر باران درود

تا چرا نبغ تا خودو زره گردد سپر

جنگها شد گاه ما را با زره گاهی بخود

شوق بالای تو خون از چشم ما بر خاک ریخت

هر کجا سیلی که آمد آمد از بالا فرود

گفتم از سیب سمرقندی به و نار خجند

با زنخدان و لب چون قند گفتا به نبود

گر نگیری چست و چابک سیب سبعینش کمال

پیش اهل عشق باشی کاهل زیر و فرود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و اندوه شاعر است. شاعر با اشک و ناله از عشق و محفل‌های دوستداران سخن می‌گوید و تأثیر محبت را بر زندگی عاشقان توصیف می‌کند. او همچنین به قیاس بین اشک و رودها اشاره می‌کند و می‌نویسد که این اشک‌ها مانند سیل از چشمانش جاری می‌شوند. عشق باعث شد تا خون از چشمانش بر خاک بریزد و این احساس را با جاذبه‌هایی چون سیب سمرقندی و لبانی همانند قند مرتبط می‌کند. در کل، شعر پر از احساسات عاشقانه، حسرت و زیبایی‌های طبیعی است.