نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۴۹ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

بهار آمد خبر از می فرستید

سلام گل به باد از پی فرستید

درود عود یک یک گوش دارید

بگوش می درود نی فرستید

اگر دست از ادا کونه کند چنگ

به ناخنهای چنگی نی فرستید

نسیم زلف جان پیوند لیلی

به مجنون جدا از حی فرستید

زمین بوس کمان ابروی دوست

ازقند بند نی بر وی فرستید

مرو زر می خرند اینجا نه زاری

دعای عاجزان تاکی فرستید

کمال از فقر چون بنشست بر خاک

گلیم او به رهن می فرستید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر بهار به عنوان نماد زندگی و تازگی معرفی شده است. شاعر از می‌و گل و نسیم صحبت می‌کند و به زیبایی‌های طبیعت اشاره می‌کند. او از احساسات عاشقانه و ارتباط با معشوق یاد می‌کند و می‌گوید که عشق و زیبایی‌ها همواره در زندگی جریان دارد. همچنین، به فقر و نیاز اشاره می‌شود و این که کمال در پذیرش فقر و محدودیت‌ها نهفته است. به طور کلی، این شعر حس شور و شوق به زندگی و زیبایی‌های آن را منتقل می‌کند.