نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۷۲ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

به شیوه پسته و بادام تو یکی ز شکر

دگر ز نرگس بسیار خواب می‌چربد

دگر بر آب معلق نسنجمه آن غبغب

چو روشن است که روغن ز آب می‌چربد

بمیر تشنه که پروانه از تعطش شمع

چو سوخت بر مگسان شراب می‌چربد

دلم به آتش سوزان غمت موازنه کرد

به سوز و گریه ز آتش کباب می‌چربد

به فلک چو به میزان رسید دید کمال

که از به آن رخ چون آفتاب می‌چربد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی‌های طبیعی و احساسات انسانی اشاره می‌کند. او مقایسه‌هایی بین چیزهای مختلف انجام می‌دهد، مانند پسته و بادام که یکی شیرین‌تر و دیگری خواب‌آورتر است. سپس به هاله خوشبویی که از نارنجس به وجود می‌آید و نیز از مقابل آب و روغن صحبت می‌کند. شاعر به شعله شمع و پروانه اشاره می‌کند و می‌گوید که حتی مرگ بر اثر تشنگی نیز عمیق‌تر از مستی شراب است. در نهایت، او به احساس سوز و گداز دل خود می‌پردازد و می‌گوید او هم به آتش عشق می‌سوزد، به گونه‌ای که زیبایی و کمال را در جهان تأیید می‌کند و به نسبت آفتاب روشنایی آن را بررسی می‌کند.