نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۷۸ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

چشم خوشت آندم که سر از خواب برآورد

مستم بوی گوشه محراب برآورد

بنمود سر زلف تورو از طرف بام

از غیرت آن ماه فلک تاب برآورد

گلبرگ رخت شمع لطافت چو برافروخت

دود از جگر لاله سپر آب بر آورد

منسوخ شد از لعل نو افسانه شیرین

آن روز که شور از شکر ناب برآورد

در بحر غمت چشم گهر بار من امروز

مانند خم بر سر سیلاب بر آورد

اسباب نشاط و طربم بود مهیا

عشق توام از جمله اسباب برآورد

در آتش غم سوخت کمال از هوس خام

پنداشت که عشق تو سر از خواب برآورد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساس عشق و شوق شاعر به معشوق است. شاعر در آغاز به زیبایی چشمان معشوق اشاره می‌کند که بر خوابش تأثیر می‌گذارد. او با اشاره به زلف‌های معشوق و زیبایی‌هایش، نسبت به عشق و شوق خود ابراز احساسات می‌کند. شاعر در ادامه به درد و غم ناشی از عشق می‌پردازد و تأکید می‌کند که این عشق موجب شادی و نشاط اوست. در انتها، او به تأثیرات عمیق عشق در زندگی‌اش و احساس سوختن در آتش غم اشاره می‌کند، در حالی که عشق معشوقش را چیز مهمی می‌داند که زندگی‌اش را پربارتر می‌کند.