نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۸۳ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

چو آن شاخ گل از بستان بر آمد

زهر شاخی گلی از پا درآمد

چنان پر شد زچشمت چشم نرگس

بازار س که آب خجلتش از سر بر آمد

زدی لاف نهال گل به آن سرو

گل تو یک ورق زآن دفتر آمد

فرو رفتم به حیرت زآن رخ و زلف

که چون از لاله سبزه بر سر آمد

چوبستان پر شد از بوی خوش او

دگر بوی گل آنجا کمتر آمد

کمال آن به کز او بابی نسیمی

که از صد بوی گل آن خوشتر آمد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و شکوه گل و عشق به آن می‌پردازد. شاعر به توصیف گل و تأثیر آن بر احساسات و محیط می‌پردازد، به‌طوری‌که گل از باغ برآمده و زیبایی خاصی به چشم‌ها می‌بخشد. همچنین، شاعر اشاره می‌کند که بوی خوش گل در فضای چوبستان حاکم شده و بویی دیگر کمتر حس می‌شود. او با حیرت به زیبایی چهره و زلف معشوق خود می‌نگرد و تأکید می‌کند که نسیمی که از این گل می‌وزد، از تمامی عطرها خوش‌تر است. به‌کلی، شعر به تجلی عشق و زیبایی طبیعی اشاره دارد.