نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۸۸ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

خانه دیده ز دیدار تو روشن باشد

بیت احزان من از روی تو گلشن باشد

سرو هر چند سرافراز بود در بستان

پیش بالای بلند تو فروتن باشد

آن همه درد کز آئینه رویت برخاست

اثر آه من سوخته خرمن باشد

نبرم تا به قیامت به زبان نام بهشت

اگرم خاک سر کوی تو مسکن باشد

طرف عاشق خود گیر که تا مدعیان

همه دانند که حق برطرف می باشد

گر تو عار نداری که منت دارم دوست

بعد ازینم چه غم از طعنه دشمن باشد

طرفه مرغیست دل خانه برانداز کمال

که مدامش سر کوی نو نشیمن باشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی احساسات عاشقانه و درد فراق را بیان می‌کند. شاعر با توصیف خانه‌اش که از دیدار معشوق روشن است، نشان می‌دهد که عشق او چقدر می‌تواند زندگی را دلپذیر کند. او همچنین به سرافرازی معشوقش اشاره می‌کند و می‌گوید که حتی در میان زیبایی‌های طبیعی، او همچنان برتر و فروتن است. درد و رنجی که از یاد معشوق به دل دارد، به صورت روشن‌تری نمایان می‌شود و در ادامه، شاعر درباره‌ی عشقش تأمل می‌کند، به طوری که هیچ‌گاه از یاد دوستش غافل نیست. او در نهایت با اشاره به مرغی که خانه‌اش را بر هم می‌زند، به بی‌قراری دل عاشقانه‌اش اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که عشق واقعی همواره در جستجوی نزدیک شدن به معشوق است.