شمارهٔ ۳۹۰ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خط تر گرد لبه عمدا نباشد
چو دودی هست بی حلوا نباشد
کی نسبت کند چشمت به نرگس
که هیچش دیده بینا نباشد
بخوبی گرچه به بالا نشین است
به بالای تواش بالا نباشد
به تیغم گر بزن دشمن که از دوست
سر بریدنم مطلع نباشد
خیالش جز به چشم من مجوئید
که این در در همه دریا نباشد
اگر از دیده ناپیدا بود تیر
از آن باشد که جان پیدا نباشد
کمال خسته را امروز دریاب
که صبرش از تو تا فردا نباشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تأمل در عشق و معشوق میپردازد و به بیان نکاتی میپردازد که عشق واقعی و زیبایی در آن نهفته است. شاعر به شکل غیرمستقیم میگوید که زیبایی و جذابیت اول به درون و ذات افراد بستگی دارد و ظاهر تنها بخشی از آن است. همچنین، اشاره میکند که رابطهای عمیق و واقعی باید بر اساس آگاهی و شناخت دو طرف باشد و محبت صرفاً به ظاهر و ویژگیهای ظاهری محدود نمیشود. در نهایت، به اهمیت درک و صبر در روابط اشاره دارد و تأکید میکند که ممکن است احساسات عمیق و واقعی در بستر زمان شکل بگیرند.