شمارهٔ ۴۱ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
طریق عشق میورزی رها کن دین و دنیا را
خلاص خویش میجوئی مجو ناموس و دعوا را
به نور عقل نتوان رفت راه عشق ای عاقل
زمجنون پرس اگر داری طریق حی لیلا را
زآه سینه عشاق ظلمانی شود روضه
اگر در روضه بنمایی به ما نور تجلا را
هوای سرو بالای تو دارد راستی ور نی
برای هیمه دوزخ برند از روضه طوبا را
بیارا روضه رضوان به روی خود که بی رویت
ز دوزخ باز نشناسد کسی فردوس اعلا را
تو تا صورت پرستی اهل معنی را کجا بینی
به چشم اهل معنی میتوان دید اهل معنا را
کمال از غایت رندی اگر یابد خریداری
بجای باده بفروشد صلاح و زهد و تقوا را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی عشق و معنای آن میپردازد و به خواننده میگوید که برای رسیدن به عشق واقعی باید از مادیات و دعاوی دوری کند. شاعر به عقل هشدار میدهد که در مسیر عشق نمیتواند راهنما باشد و به جای آن به محبت و عشق اشاره میکند. او همچنین بر این نکته تأکید دارد که درک واقعی عشق و معنویت فراتر از ظواهر است و تنها اهل عشق میتوانند حقیقت معنای عشق را درک کنند. در نهایت، اشاره میکند که کمال عشق در رندی است و نباید به ظاهر یا فریبهای دنیوی دل بست.