نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۱۱ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

دل من صحبت دلدار دگر می‌طلبد

خاطرم بار دگر بار دگر می‌طلبد

بار بد مهر غم عاشق مسکین چو نخورد

لاجرم مونس و غمخوار دگر می‌طلبد

چه روم پیش طبیبی که چو دردم دانست

دمبدم بر دلم آزار دگر می‌طلبد

گر نهد بار جفا بار موافق بر بار

گرچه باریست گران بار دگر می‌طلبد

شد ملول از لب و گفتار مکرر دل تنگ

دهن تنگ شکر بار دگر می‌طلبد

دیده راسته نظر بر گذر سرو قدان

قامت دیگر و رفتار دگر می‌طلبد

بلبل است از گل با خار به آزار کمال

که گل دیگر و گلزار دگر می‌طلبد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از دل و احساسات خود سخن می‌گوید و به کمبود عشق و زیبایی اشاره می‌کند. دل او به دنبال صحبت و محبت دیگری است و احساس می‌کند که بار غم و درد عشقش را به خوبی نتوانسته تحمل کند. او به طبیب می‌گوید که دردش را فهمیده اما هر بار دلش را بیش از پیش می‌آزارد. شاعر از علاقه و تنوع جفا و محبت صحبت می‌کند و به زیبایی‌ها و جذابیت‌های تازه‌ای نیاز دارد. در پایان، او به غم و اندوهی که ناشی از عشق ناپایداری است، اشاره می‌کند و به دنبال گل و گلزار تازه‌ای می‌گردد. به طور کلی، این شعر نمایانگر longing (اشتیاق) و جستجوی زیبایی و شادی در عشق است.