نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۳۱ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)

روی زیبای تو هر بار که در چشم تر آید

خوبتر باشد از آن ماه که در آب نماید

گری را طرفه نباشد که ربایند خلایق

طرفه آن گوی زنخدان که دل خلق رباید

در به زنجیر ببندد همه وقت و عجب است این

که در دولتم آن زلف چو زنجیر گشاید

پیرهن لطف تنت زآنکه بپوشید چه حاصل

آستین تو دو ساعد چو به انگشت نماید

ناله و اشک چو خونابه من از دیده نبینم

این چنین ما تو کنی ای دل و اینها ز تو آید

پیش بالای نو بر طرف چمن سرو سهی را

باغبانان نگذارند که گستاخ برآید

پیش بالای نو بر طرف چمن سرو سهی را

که بسازد غزل و پر گل روی تو سراید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تجلی زیبایی و جاذبه‌ی چهره‌ی معشوق اشاره دارد. شاعر می‌گوید زیبایی چشمان معشوق از زیبایی ماه نیز فراتر است. محبت او باعث می‌شود دل‌ها را بدزدد و زلف‌های او مانند زنجیری بر دل‌ها اثر می‌گذارد. همچنین اشاره می‌کند که زیبایی معشوق به تنهایی کافی نیست و ناله و اشک عاشق به خاطر اوست. در نهایت، به باغبانان اشاره می‌کند که نباید به زیبایی سرو تقدیم کنند و باید از زیبایی و شعر معشوق حراست کنند.整个 آثار表现了对爱的渴望与对美的赞美。