شمارهٔ ۴۴ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
گر به جستن یافت گشتی یار ما
غیر جویایی نبودی کار ما
گر شدی دیدار او دیدن به خواب
خواب جستی دیده بیدار ما
گر به داغش سینه زخمی یافتی
یافتی مرهم دل افگار ما
کس دوای ما و درد ما نیافت
چند می جوید طبیب آزار ما
جان و سر در حلقه سودای او
گر به هیچ ارزد زهی بازار ما
هر حکایت کز لب او می کنیم
بوی جان می آید از گفتار ما
یار چون بشنید گفتارت کمال
گفت مولانائی و عطار ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به جستجوی یک یار و محبت اشاره دارد. شاعر بیان میکند که اگر به دنبال یار خود باشی، هیچ کار دیگری جز جستجو برایت وجود ندارد. حتی اگر یار را تنها در خواب ببینی، آن نیز عمیقاً در احساساتش تأثیر دارد. درد و رنج عاشقانه را به مرهمی که بر دل مینشیند تشبیه میکند و میگوید که هیچ کس نمیتواند دردی را که داریم درمان کند. در نهایت، به شکوه و زیبایی کلام یار اشاره میکند که جان را به انسان القا میکند و از آن لذت میبرد. شاعر در پایان، یار را به مولانا و عطار تشبیه میکند و از کمال او سخن میگوید.