شمارهٔ ۴۴۲ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
زلفت که بر سمن گرهی عنبرین زند
توقیع حسن بر ورق یاسمین زند
مهریست نقش خاتم دولت که آفتاب
آنرا ز مهر عارضی نو بر زمین زند
حیف است اگر به خاک سر کویت ای صنم
رضوان دم از لطافت خلد برین زند
صورتگری که نقش تو بیند غریب نیست
گر خط نسخ در رخ خوبان چین زند
ای شاهدی که شهد لبان چون قند تو
صد بار طعنه بر شکر و انگبین زند
گرد از نهاد گوشه نشینان برآورد
ترک کمانکش تو چو تیر از کمین زند
تا کی کمال را هوس خاک پای تو
آبی ز دیده بر جگر آتشین زند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویری زیبا از طبیعت و هنر، ویژگیهای معشوق را بیان میکند. زلف معشوق به گلی سمن تشبیه شده و موهای پر از عطر او به زیباییها و لطافتهای بهشت اشاره میکند. همچنین، کمال و زیبایی صورت معشوق به حدی است که حتی نقاشی که او را میبیند هم شگفتزده میشود. لطافت لبان او به شیرینی عسل و شکر تشبیه شده و دلباختگی شاعر به معشوق را نشان میدهد. در نهایت، شعر احساس عمیق عشق و اشتیاق به معشوق را بیان میکند.