شمارهٔ ۴۴۸ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
سرو اگر زآن قدر رفتار به بالاست زیاد
سایه گه گه چه عجب کز تو زیادت افتاد
سروی و سایه نوه سایه رحمت به زمین
سایه رحمت تو از سر ما دور مباد
راست گویند هواهاست ز تو در سر سرو
که نجنبد به یقین هیچ درختی بی باد
راست گویند هواهاست ز تو در سر سرو
جس آزاد ز جا سرو و به یک په استاد
سرو میخواست که پیش قد نو سر بنهد
داد بر باد سرو این هوس از سر بنهاد
تا قدرت دید که بر دیده نشاندیم دگر
باغبان سرو سهی را به چمن آب نداد
می کند از ستم سرو قدان ناله کمال
بلبل از نارون و سرو برآرد فریاد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و عظمت درخت سرو و ارتباط آن با سایهاش و همچنین تأثیر باد بر آن است. شاعر به توصیف سرو و سایهاش میپردازد و از رحمت سایهاش یاد میکند. اشاره میشود که هیچ درختی نمیتواند بدون باد حرکت کند و سرو به واسطه باد به حرکت در میآید. همچنین، اشاره به نالهها و فریادهای بلبل به خاطر ستمی که بر سرو میرود، نشاندهندهی غم و اندوهی است که در نتیجهی دوری و بیمهر بودن به وجود آمده است. در نهایت، نویسنده به نوعی تأمل در مورد قدرت و زیبایی طبیعت و ناملایمات آن میپردازد.