شمارهٔ ۴۵۲ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
سرو سهی در بوستان چندانکه بالا میکشد
پیش قد و بالای او از سرکشی پا میکشد
گر دوستان را میکشد خاطر به باغ و بوستان
هرجا که باشد بوی تو ما را دل آنجا میکشد
پیش رخ تو میکشد خط دانه دلهای ما
چندین هزاران دانه را موری به تنها میکشد
ننوشت کس در مکتبی بالاتر از باقوت خط
بالای با قوت او خطی بنگر چه زیبا میکشد
از موج اشک ار بنگری بگذشته دود سینهها
دانی کزان به آه ما سر بر ثریا میکشد
شرمندهایم از ناصِح مشفِق که در اصلاح ما
هم زحمت خود میدهد هم زحمت ما میکشد
زان غمزه هر تیری که دل آرد به دست از وی کشم
مسکین کمال از دست دل دایم از اینها میکشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و جذابیت یک سرو در بوستان و تأثیر آن بر دلها و احساسات دوستان است. شاعر به زیبایی و قوت این درخت اشاره میکند و میگوید که حتی اگر دوستان علاقهای به باغ نداشته باشند، بوی خوش آن باعث جذب آنها میشود. همچنین، شاعر از عشق و آرزوهای دل اشاره میکند که مانند دانههای کوچک در دل افراد هستند و این دلها تحت تأثیر جذابیتهای معشوق قرار میگیرند. در نهایت، شاعر به زحماتی که برای اصلاح خود و دیگران میکشد اشاره میکند و از درد و غم عشق و تأثیری که بر دلها میگذارد صحبت میکند.