شمارهٔ ۴۶۹ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
عندلیبی می زند بر گل نوانی بشنوید
بوی بار آشنا از آشنائی بشنوید
از لب لیلی و مجنون نکته دارید گوش
از زبان گل و بلبل ماجرانی بشنوید
جانب مبخانه مخموران جام عشق را
می زند هر خم بزبر لب صلائی بشنوید
کوه ها در ناله اند از رفت مسنان طور
زین همه شور و شعب باری صدائی بشنوید
نوبت تبصر گذشت آن سلطنت در عصر ماست
نوبت شاهی ز ایوان گدائی بشنوید
کارها در بند وقت آمد نگه دارید وقت
وقت باشد کز لب او مرحبانی بشنوید
از خدا در هر دعائی وصل می خواهد کمال
گر نمی گوئید آمینی دعائی بشنوید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به زیبایی و جذابیت زندگی و عشق اشاره میکند. او از شنیدن صدای عندلیب (بلبل) و بوی آشنا و گلها سخن میگوید. به تمایلات عاشقانه لیلی و مجنون اشاره میکند و ماجرای عشق و زیباییها را از زبان گل و بلبل نقل میکند. همچنین به حال و هوای خماران و عشق اشاره میکند و از ناله کوهها به خاطر رفتن مسنان میگوید. شاعر به گذر زمان و سلطنتهای مختلف اشاره میکند و تأکید میکند که باید زمان را غنیمت شمرد و از فرصتها استفاده کرد. در نهایت، از اهمیت دعا و طلب وصال از خداوند صحبت میکند و دعوت میکند به شنیدن دعایی که در آن خیر و کمال خواسته میشود.