شمارهٔ ۴۶۵ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
عاشقان قصه های نو شنوید
که شما نیز عاشقان نوید
می رسد از خدا نسیم نوی
خس نهایه از نسیم زنده شوید
بالغی نی و دعوی پیران
کشت خود نا رسیده میدروید
ما گهر بافتیم چند شما
در ره سنگک و مجوره دوید
این گهر با شما بنفروشم
تا به دکان و خانه در گروید
در صف صوفیان صاف امید
گر مریدان مصلحت شنوید
دامن افشان ز خان ومان چو کمال
بر در شیخ مصلحت بروید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به عشق و علاقه به داستانهای نو و پیامهای الهی اشاره دارد. شاعر از شنیدن نسیم تازهای از جانب خدا سخن میگوید که دلها را زنده میکند. او به نقد صحبتهای انسانهای پیر و ناتوان میپردازد و بر لزوم جستوجوی حقیقت و زیبایی تأکید دارد. شاعر از جواهراتی که خود بافته یاد کرده و قصد دارد آنها را به دیگران بفروشد، تا همگان از نور و روشنایی بهرهمند شوند. در نهایت، به پیروی از صوفیان و توجه به مصلحت اشاره میکند و توصیهای به دنبال کردن عشق و کمال دارد.