نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۶۸ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

عکس رویت چون فتد در آب آب از خود رود

گر فشانی زلف مشکین مشک ناب از خود رود

باد حاجت نیست کز رویت بر اندازد نقاب

با تو چون خود روبرو آبد نقاب از خود رود

آستین افشان در آگه گه به خوبان در سماع

تا در آبد مه به چرخ و آفتاب از خود رود

اشک من در خوشاب است آن لب خاموش لعل لعل

چون گویا کتی در خوشاب از خود رود

من نه تنها رفته ام در حیرت آن چشم مست

هر که بیند آنچنان مسنی به خواب از خود رود

سینه بر آتش کباب است و ز سوز او دلم

بر مثال قطره خون کر کباب از خود رود

با خیال آن دو ب هر دم رود از خود کمال

مر کرا در سر بود چندین شراب از خود رود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و تأثیرگذاری عشق و زیبایی می‌پردازد. شاعر با استفاده از تصویرهایی شاعرانه، به توصیف حالات خود در برابر معشوق می‌پردازد. او می‌گوید که هرگاه تصویری از معشوق را در آب می‌بیند، زیبایی آن باعث می‌شود که آب نیز از خود جریان بیفتد. همچنین اشاره می‌کند که نیازی به باد نیست تا از چهره معشوق پرده بردارد، زیرا خود معشوق آنقدر درخشان است که در مقابلش همه چیز محو می‌شود. شاعر از اشک‌هایش می‌گوید که به خوشاب تشبیه شده و در نهایت به حیرت و عشق خود اشاره می‌کند و بیان می‌کند که سینه‌اش از عشق در آتش است و قلبش مانند قطره‌ای از خون در حال سوختن است. در کل، این شعر از عشق عمیق و تأثیرات آن بر زندگی و حالت‌های روانی شاعر سخن می‌گوید.