شمارهٔ ۴۸۶ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
گرچه سرو چمن از آب روانی دارد
نتوان پیش قدت گفت که جانی دارد
به لب تشنه نشان می دهد از آب حیات
خاک راهی که ز پای تو نشانی دارد
عاشق ار قد نو خوانده به گمان سرو بهشت
عاشق پاک نظر راست گمانی دارد
زان میان نیست نشان و سختی نیست در آن
سخن آنجاست کسی را که دهانی دارد
نسبتی کرد در آن سوی میانرا به خبال
کمرش بست خیالی که میانی دارد
ای که گفتی ز پیش اشک چو گلگون مدوان
با کسی گوی که در دست عنانی دارد
باره اندوه و غم بار بک روح کمال
بر دل و دیده گران نیست گر آنی دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر در مورد زیبایی و جاذبهای است که در وجود یک شخص (که به نظر میرسد نماد یک معشوق باشد) نهفته است. شاعر به توصیف ویژگیهای ظاهری و باطنی او میپردازد و بیان میکند که حتی با وجود زیباییهای ظاهری دیگران، هیچکس نمیتواند به اندازه او جذاب و دلانگیز باشد. او به عشق و احساساتی که نسبت به این معشوق دارد اشاره میکند و نشان میدهد که عشق واقعی فراتر از ظواهر است و به درک عمیقتری از آن شخص نیاز دارد. در نهایت، شاعر بیان میکند که با وجود درد و غمی که از عشق میکشد، این احساسات برایش گرانبها و باارزشاند.