شمارهٔ ۴۹۲ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
گر قرار تو به دلها نه چنانست که بود
عهد ما با غم عشق تو همانست که بود
میل دل با رخت امروز به نوعی دگرست
تو مپندار که زآنسان نگرانست که بود
گر سر زلف تو از پای در افتاد مرنج
پایه عزت او برتر از آنست که بود
مشنو از خط که بنسخ رخت آمد در کار
کان لعل است و همان راحت جانست که بود
سر سودا زده من که سر زلف تو داشت
رفت بر باد و هنوزش سر آنست که بود
گلشن عمر تو هر باد فنا رفت کمال
همچنانت هوسی لاله رخانست که بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و وفاداری به معشوق است. شاعر از این میگوید که اگرچه شرایط و اوضاع تغییر کرده است، اما عشق و وفاداری او به معشوق همچنان برقرار است. شاعر به زیبایی معشوق اشاره میکند و تأکید میکند که حتی اگر زیبایی او از دست برود، ارزش و عزت او همچنان بالاست. همچنین، او اعتراف میکند که با وجود تغییرات، دلش همیشه به یاد معشوق است و حسرتش به عشق اولیه پابرجاست. در کل، شعر از اندوه و زیبایی عشق صحبت میکند و نشان میدهد که عشق واقعی مستقل از زمان و شرایط است.