شمارهٔ ۴۹۳ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
گر مه به زمین باشد آن زهرهجبین باشد
دوری طلبد از ماه نیز چنین باشد
نتوان طلب بوسی کرد از لب خندانش
حلوا نتوان خوردن هر گه نمکین باشد
بی ذکر دی نبود از باد دهانش دل
تا در خم ابرویش دله گوشه نشین باشد
زین خاک درم بادا رخ دور اگر روئی
چون روی من خاکی در روی زمین باشد
خط گرد بگره لب نقش دهنش پیدا
انگشتنما خاتم از نقش نگین باشد
زین نکته که هست آن رو از خلد برین خوشتر
گر زلف نه پیچد و خال تو برین باشد
گفتار کمال ارزد هر بیت به دیوانی
یک نکته ازین دفتر گفتیم و همین باشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری است که به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق پرداخته است. شاعر ابتدا به زیباییهای ظاهری و ویژگیهای خاص معشوق اشاره میکند و بیان میکند که دوری از معشوقی چون ماه، مانند دوری از زهر و تلخی است. او از ناتوانی در بوسیدن لبهای خندان او و از بیاحساسی پیشآمده از عدم یادآوری معشوق سخن میگوید. در ادامه، به زیباییهای چهره و موهای معشوق اشاره میکند و زیبایی او را فراتر از بهشت میداند. در نهایت، شاعر نتیجه میگیرد که زیبایی و کمال در گفتار و شعر معشوق با ارزشتر از هر چیزی است و یک نکته از این دفتر کافیست.