شمارهٔ ۴۹۵ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
گل را به دور روی تو کس بو نمیکند
بلبل به بوستان سخن او نمیکند
تا دیده باز یافت خیال قدت در آب
دل جستوجوی سرو لب جو نمیکند
شیرینلبی که دید دهان چو قند تو
وصف دهان خود سر یک مو نمیکند
با عاشقان، رقیب، دل نازک تو را
بد میکند همیشه و نیکو نمیکند
انکار زردی رخ ما رسم یار نیست
این کار جز رقیبِ سیهرو نمیکند
کار طلب ز پیش به سر باختن برند
سالک چرا قبای خود از گو نمیکند
دایم حدیث روی نکو میکند کمال
اندیشه از حکایت بدگو نمیکند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر در مورد عشق و زیبایی صحبت میکند. شاعر به توصیف زیبایی محبوب میپردازد و بیان میکند که هیچکس نمیتواند به اندازهی او دربارهی این زیبایی سخن بگوید. او از دلایل ناکامی در عشق و حسادتهای عاشقان صحبت میکند و تأکید میکند که تلاش برای طلب عشق، همیشه به نتیجه نمیرسد. همچنین، به تأثیر زیبایی روی دل و احساسات اشاره میکند و به این نکته میپردازد که حرف زدن دربارهی زیبایی محبوب کاری دشوار است. در نهایت، شاعر نسبت به بدگویی و حسادت دیگران به زیبایی معشوق اشاره میکند و میگوید که تنها رقیب سیاهروست که این کار را انجام میدهد.