شمارهٔ ۵۰۶ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ما را هوس مسجد و سجاده نباشد
مستی صفت مردم آزاده نباشد
و از ساده دلی پیر ملامتگر ما را
ذوق می رنگین و رخ ساده نباشد
صوفی بقدح گر ندهد دست ارادت
عارف نبود سالک و بر جاده نباشد
امیر نسبت نتوان کرد به هیچ آدمی او را
بینید که ناگاه پری زاده نباشد
در خانه درویش چه اسباب نشاط است
گره دولت غمهای تو آماده نباشد
زنهار کمال از سرزلفش نکنی باد
تا در قدم او سرت افتاده نباشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساس و تفکرات شاعر درباره معنویت و ارتباط با خدا و دنیای عرفان میپردازد. شاعر بیان میکند که برای او حس تقدس و نیایش واقعی در مکانهای خاص (مانند مسجد) وجود ندارد و مستی و آزادگی واقعی را در فضای معنوی و انسانی جستجو میکند. او به سادگی دل و بیپیرایگی در این راه تأکید میکند و بر این باور است که اگر افراد به درستی از عشق و ارادت استفاده نکنند، عارف و سالک واقعی نخواهند بود. همچنین، شاعر بر اهمیت دوری از حب و دختران و دوری از حجابهای ظاهری تأکید میکند تا بتوانند به اصل کمال و حقیقت نزدیک شوند. در نهایت اشاره میکند که در دل درویش، هرچند ساده، روح نشاط و زندگی جاری است.