شمارهٔ ۵۱۳ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
مرا لطف گفتارش از راه برد
لبش هوشم از جان آگاه برد
رخ ماه را ماند آن رخ مگر
بشطرنج خوبی رخ ماه برد
غمش هر کجا در دلی خانه ساخت
برای گل از روی ما کاه برد
جهان پر ز آوازه عاشقیست
مگر نیت او ناله و آه برد
مرادم تونی از تو خواهم مراد
که درویش حاجت بر شاه برد
برآن استان در خجالت سریست
که تصنیع خود گاه و بیگاه برد
چه گوهر شناس است چشم کمال
که سرمه از آن خاک درگاه برد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و جذابیت کلام و رفتار فردی اشاره دارد که نویسنده را تحت تأثیر قرار داده است. زبان لطیف و سخنان دلنشین او، توجه و احساسات عمیق شاعر را به خود جلب میکند. شاعر به زیبایی چهره و جلوه او اشاره میکند و میگوید که غم او در دلها جا میگیرد و نالههای عاشقانه در جهان پیچیده است. همچنین به آرزوی خود برای رسیدن به یاری از طرف معشوق اشاره میکند و در نهایت، به ارزش و زیبایی نگاهی که درک عمیقی از ماهیت عشق و زیبایی دارد، تأکید میکند.