نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۲۰ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

مهر قیامتی را هرگز زوال باشد

هی هی نعوذ بالله این خود چه قال باشد

دوشم خیال رویت پرسید و گفت چونی

گفتم که خستگان را دانی چه حال باشد

گفتم که در رکابت فتراک صید گردم

عشق از درم در آمد گفت این خیال باشد

در کار پاکبازان توبه حرام دیدم

چون ساقیم تو باشی با نو حلال باشد

جانا به تیغ ابرو قصد دلم چه داری

از خون من چه خیزد لیکن و بال باشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به مسأله قیامت و اهمیت آن اشاره می‌کند و به کلامی عمیق درباره عشق و حال انسان‌های خسته می‌پردازد. او در بیان احساسات خود از تصویر روی معشوق سخن می‌گوید و به حالت دلbroken اشاره می‌کند. شاعر در اینجا عشق را به نوعی سرنوشت‌ساز و سرشار از چالش‌ها می‌داند و توبه را در این عشق غیرممکن می‌شمارد. در نهایت، او به معشوق می‌گوید که ابروهایش بر دلش تأثیرگذارند و از این رابطه چه نتایجی به دست می‌آید.