نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۲۷ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

نخل مدنی ثمر برآورد

پهلوی رطب شکر برآورد

حسن دگر به بصره آورد

تخلش رطب دگر برآورد

در دجله برفت پیر بغداد

دریا عوضش گهر بر آورد

ساقی بشکست جام جامی

زان جام لطیفتر برآورد

از روزنه آفتاب تبریز

در خانه برفت و در بر آورد

رومی به زمین روم زد نقب

از خاک خجند سر بر آورد

زان خاک کمال دامن افشاند

گرد از ملک و بشر بر آورد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این قطعه شعری به توصیف زیبایی و برکات طبیعت و زندگی می‌پردازد. نخل مدنی میوه‌ای شیرین به بار می‌آورد و حسن دیگری در بصره نمایان می‌شود. پیر بغداد به دجله می‌رود و دریا جواهرات می‌آورد. ساقی جامی را می‌شکند و از آن جامی لطیف‌تر پدید می‌آید. از آفتاب تبریز، نور به خانه‌ها می‌تابد. رومی به زمین روم اشاره می‌کند و از خاک خجند سربرمی‌آورد. سرانجام، این خاک کمال و زیبایی را به انسان‌ها و سرزمین‌ها می‌دهد. شعر به نوعی نمادین و تقسیم شده به تصویرهایی از زیبایی‌ها و برکت‌های مختلف است.