شمارهٔ ۵۴۰ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
هر قطره خون که از مژه بر روی ما چکد
آید دوان دوان که بر آن خاک پا چکد
از غمزه نیش زد به جگر ساحری نگر
کونیش بر کجا زد و خون از کجا چکد
آن دم که نیغ فرقت ازوه سازدم جدا
از دیده خون چکد از دل جداه چکد
ریزد ستاره روز قیامت عجب مدار
روز وداع اشک گره از دید ها چکد
گر زیر با دلم بشکستی چو زلف خویش
دایم ز شیشه دل من خون چرا چکد
هر شب دو دیده آب چکان در هوای تست
شینم که دیدن همه جا از هوا چکد
ابر بلاست هجر تو و گریه کمال
باران محنتی که از ابر بلا چکد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به غم و اندوه ناشی از جدایی و فراق معشوق میپردازد. هر قطره خونی که از چشمان شاعر میریزد، بیانگر درد و رنج اوست. او از عشق و زیبایی معشوق میگوید و اینکه چگونه غم و درد جدایی بر دل و جانش تاثیر گذاشته است. اشکهایی که برودت فراق را نشان میدهند، به شکل بارانی از بلا و مصیبت توصیف شدهاند. در نهایت، شعر به احساس عمیق اندوه و عشق اشاره دارد که به صورت قطرات خون و اشک نمایان میشود.