شمارهٔ ۵۴۳ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
هر کسی در حرم عشق تو محرم نشود
هر براهیم به درگاه تو ادهم نشود
مرد تا روی نیارد ز دو عالم به خدای
مصطفی وار گزین همه عالم نشود
قلعه دین نکنی بی مدد دلها فتح
لشکرت گر نبود ملک مسلم نشود
تا مشرق نشود بنده به سلطان صفتان
هرگر اندر نظر خلق مکرم نشود
دل عشاق بازار و به جان عذر مخواه
که مداوای چنین ریش بمرهم نشود
گر شکست نو کند حاسد بدگوی کمال
دلت از جا نرود دانم و درهم نشود
سنگ بد گوهر اگر کاسه زرین شکند
قیمت سنگ نیفزاید و زر کم نشود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و محرمیت در حرم عشق و ارتباطات معنوی است. شاعر بیان میکند که فقط کسانی که لیاقت دارند میتوانند به عشق حقیقی برسند و برای رسیدن به خدا باید اراده کرد. او به قدرت دین و نقش دلها در آن اشاره دارد و میگوید که بدون دلهای پاک، موفقیت در راه دین ممکن نیست. همچنین میگوید که دل عاشقان در برابر مشکلات و بدگوییها آسیبپذیر است، ولی ارزش و جایگاه واقعی آنان تحت تأثیر این مسائل کم نمیشود. در نهایت، شاعر اشاره میکند که ارزش ذاتی اشیاء و انسانها هیچگاه با آسیبدیدگی و بدگوئی کاهش نمییابد.