نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۴۸ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

هرگز ز زلف خویان بوی وفا نباید

گر تو شنیدی این بو باری مرا نیاید

مشتاق پای بوسم زآن بر سرم نباتی

منعم ز بیم خواهش پیش گدا نیاید

دی گفته ای به تحفه آرید سر بر این د

عاشق به سر بیابه آنجا اما به پا نیاید

پیش تو بهر نام است آمده شد رقیبان

دور از خدا، به کعبه بهر خدا نباید

گر خرمیم و خندان از عمر نشریم آن

روزی که از تو ما را درد و بلا نباید

عاشق نخواست دنی از دوست بلکه عقبی

حرص و لئیم طبعی از پادشاه نیاید

نطع کمال خوشتر از فرش پادشاهان

کز پوریای رندان بوی ریا نیاید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به سرایندگی وفا و عشق حقیقی می‌پردازد. او هشدار می‌دهد که نباید به ظواهر دلخوش بود و بوی وفا را از زلف محبوبان انتظار داشت. شاعر ابراز می‌کند که عشق حقیقی، فراتر از خواسته‌های دنیوی است و عاشق به دنبال لذت‌های زودگذر نیست. همچنین، او به تفاوت میان کعبه و خداوند اشاره می‌کند و می‌گوید که برای خداوند نباید به عبادت ظاهری توجه کرد. در نهایت، شاعر تنبه می‌دهد که کمال حقیقی و خوشی، در دوری از ریا و صداقت نهفته است و نباید برای جلب توجه دیگران به دنیا دلبسته شد.