شمارهٔ ۵۵۰ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
هر گل که ز خاک من بروید
عاشق شود آنکه آن ببوید
در دامن دوست خواهد آویخت
خاری که ز تربتم بروید
معشوق شهید عشق خود را
با اشک بشوید و بموید
تا دیده شود به خاک آن پای
عاشق ره وه به دیده پوید
جوید دلم آن دهن همیشه
چیزی که نیافت کی چه جوید
وصف دهنت کمال دائم
در قافیه های تنگ گوید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر به زیبایی عشق و ارتباط انسان با خاک و طبیعت اشاره دارد. هر گلی که از خاک میروید، عاشق کسی میشود که آن را استشمام کند. فرد عاشق، برای معشوق خود، با اشکهایش عواطفش را بیان میکند و میکوشد تا نشانی از معشوقش را در خاک بیابد. شاعر به حسرت و جستجوی دائمی دل اشاره دارد و بیان میکند که توصیف زیبایی معشوق همیشه در قافیهها گنجانده میشود، اما وقوع آن همیشه دشوار است.