شمارهٔ ۵۶۲ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
بار غروری به حسن خویش ندارد
شیوه و ناز و کرشمه پیش ندارد
یا نکند التفات خاطر مجروح
با خبری از درون ریش ندارد
عاشق اگر زخم او معاینه بیند
را دیده ندارد که دیده بیش ندارد
گر نکند دل نشانه تیر بلا را
کافر عشقش شمر که کیش ندارد
صحبت نوشین لبان حلال مبادش
هرکه تحمل به زخم نیش ندارد
اگر سگان درش کمال رفیق است
بیش سر آشنا و خویش ندارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این اشعار، شاعر به بیان احساسات عاشقانه و دردهای ناشی از عشق میپردازد. او اشاره میکند که فرد عاشق نباید غرور داشته باشد و به ظواهر توجه نکند. عشق حقیقی باید با عمق احساسات همراه باشد و شخص عاشق باید از زخمها و دردهای خود آگاه باشد. شاعر همچنین به این نکته میپردازد که اگر کسی در عشق نادیده گرفته شود، یا زخمهایش ناشناخته بماند، به نوعی کافر عشق به حساب میآید. در نهایت، او نشان میدهد که در روابط خود باید به عمیقترین احساسات و ارتباطات توجه کرد و نباید به ظاهر یا دوستان بیخود تکیه کرد.