نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۶۷ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

ای به زلف از شیروان عبارتر

طره از تو تو ازو طرار تر

ابرونی داری و چشم و غمزه ای

هر یکی از دیگری خونخوار تر

تو ازو طرارتر یکدگر خونخوارتر

حقه بازی نیست شیرین کارتر نیست

در همه شهر از دهان تنگ تو

بر من کار ازین دشوارتر

گفتی از من بگذر و آسان بزی

از من مخلص نباشد بارتر

گرچه باشد یار و غمخوارت بسی

داغ هجرش کرد از آن افگار تر

دل خود از درده قدیم افگار بود

تا شب هجران بود بیدارتر

چشم بیدارته بخونتر به کمال

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این اشعار درباره زیبایی و جذابیت معشوقه‌ای هستند که شاعر از او تمجید می‌کند. او به زلف و چهره‌ی او اشاره می‌کند و از شدت عشق و درد هجران می‌گوید. شاعر بیان می‌کند که عشق به این معشوقه انسان را دچار رنج و سختی کرده است و حتی با وجود اینکه دیگرانی هم در درد و غم هستند، احساس او نسبت به معشوقش بسیار عمیق‌تر و شدیدتر است. در نهایت، شاعر از دلتنگی خود در شب‌های هجران و بیداری به خاطر عشق به او سخن می‌گوید.