شمارهٔ ۵۹۰ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
مرا گونی بمیر از من چه تقصیر
ز چندان دلبری یک ناز کم گیر
خوشا خلونگه زلفت به دستم
خوش آید خلوت عشرت به زنجیر
سگم خواندی ز سگ باری چه آید
که از وی باد می آری به تحقیر
نصیحت کرد عقلم دل چه خوش گفت
بدان ای روستائی جای تذکیر
به هر تیری که خواهی دوخت چشمم
من اول چشم میدوزم بدان تیر
بمیرم با لب پر خنده فی الحال
چو شمع ار گوئیم در پیش من میر
اگر میرد کمال از عشق آن روی
به روح پاک او خوانید تکبیر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان عاشقانه و احساسات شاعر نسبت به معشوقهاش میپردازد. شاعر از ناز و دلبری معشوق سخن میگوید و به وجود او در زندگیاش اشاره میکند. او احساس میکند که عشقش او را به زنجیر کشیده و در عین حال این وابستگی را زیبا میداند. شاعر به تحقیرهایی که از طرف دیگران میبیند، توجهی ندارد و بر روی عشق و زیباییهای معشوق تمرکز میکند. در پایان، او از مرگ سرشار از عشق و زیبایی سخن میگوید و بر اهمیت روح پاک معشوق تأکید میکند.