نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۰۰ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

دریغ از جورت آمد وز جفا نیز

که با من آن نمی داری روا نیز

تو دشنامم دهی بهتر که غیری

بخواند رحمتم گوید دعا نیز

چه صیدم من که یکبارم بفتراک

نمی بندی نمی سازی رها نیز

هنوز اندر سرم مهر تو باشد

اگر از خاک من روید گیا نیز

به قتل من هوس تنها نه او راست

که هست آن آرزو در جان مرا نیز

دراز افتاده است آن رشته زلف

رسد آن رشته یک روزی مرا نیز

کمال آئین خونریزی گر این است

مخور انده که نگذارد ترا نیز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساس درد و رنجی عمیق اشاره دارد که شاعر به خاطر بی‌محلی و بی‌وفایی محبوبش تجربه می‌کند. او از اینکه محبوبش به او بی‌توجهی می‌کند و از او دور است، ناامید شده و اعتبارش را از دست می‌دهد. شاعر همچنین به این نکته اشاره می‌کند که حتی در این وضع، عواطفش نسبت به محبوبش همچنان زنده است و امید به بازگشت او را دارد. او به روشنی نشان می‌دهد که این حالت دشوار و دل شکستگی نه تنها او را آزار می‌دهد، بلکه آرزوهایی را که در دل دارد، نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.