نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۹۸ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

به دعوی قدت سرو سر افراز

تبر بر پای خود خواهد زدن باز

از سر تا پا گلی ای شاخ نازک

که برگت شیوه است و میوهات ناز

چو زر با بیدلان صافیم با تو

چو قلبی نیست ما را بیش مگداز

بروی خوب این برقع چه رسم است

بد است این رسم رسم بد برانداز

روان سازیم گفتی خونت از چشم

ز تأخیری چه سوزی جان روان ساز

چه ها ضایع می کنی آب دهانت

به خاک را بروی عاشق انداز

بر آن در حلقه زد جان آمدم حیف

که در گوشی رسد زان حلقه آواز

کمال این حلقه بر سندان زدن چیست

گرت جانیست در بازست در باز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این ابیات از جدال و چالش‌های عاشقانه صحبت می‌کند. او به زیبایی و لطافت معشوق اشاره می‌کند و بر این نکته تأکید دارد که عشق همچون تبرزینی است که بر خودی می‌زند و تعهدی برای برقراری ارتباط دارد. در ادامه، شاعر از دردی که عشق به همراه می‌آورد سخن می‌گوید و به نکوهش رفتارهای ناپسند می‌پردازد. او همچنین به تردیدها و ناامیدی‌های ناشی از عشق اشاره می‌کند و از بی‌احترامی و ناپایداری برخی از روابط شکایت می‌کند. در نهایت، شاعر بر این باور است که در عشق، باید با صداقت و خلوص عمل کرد و از هرگونه بی‌احترامی به معشوق پرهیز کرد.