نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۰۵ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

گل رخسار ترا وقت تماشاست هنوز

نرگس مست تو منظور نظرهاست هنوز

نقشبند رخت از غایت حیرانی خویش

به تمامی مه روی تو نیار است هنوز

نیست ما را به بهای سر مویت جانی

ورنه آن زلف سیه بر سر سود است هنوز

گر به شمشیر جفا خون دل ما ریزی

به وفای تو که جرم از طرف ماست هنوز

سر سرو با قا تو دعوی تطافت می کرد

سالها گرچه بر آمد نشد آن راست هنوز

همچو اشکم ز نظر گرچه نکندی صد بار

بر سر و چشم جهان بین منت جاست هنوز

هست نظارگی روی تو امروز کمال

بی بصر منتظر وعده فرد است هنوز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و حالتی عاشقانه اشاره دارد و شاعر به توصیف محبوبش می‌پردازد. او به زیبایی‌های ظاهری و باطنی محبوب اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که زیبایی و جذابیت او هنوز هم مورد توجه قرار دارد. شاعر از عشق و درد دل‌هایش سخن می‌گوید و نشان می‌دهد که عشق او نسبت به محبوبش همچنان زنده و نافذ است، حتی اگر زمان بگذرد. همچنین اشاره به احساسات عمیق و وفاداری به محبوب دارد و در نهایت به انتظار لحظه‌ای اشاره می‌کند که دوباره بتواند محبوبش را ببیند.