شمارهٔ ۶۱۱ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
بار بیرون نشد ز خانه هنوز
هست سرها بر آستانه هنوز
آن همانی که سایه گستر ماست
بال نگشود از آشیانه هنوز
رفته بر آسمان دعای همه
حاجت عاشقان روا نه هنوز
پرتو روی او جهانی سوخت
نزده آتشی زبانه هنوز
نیر آن غمزه بر دل آمد راست
راست ناکرده بر نشانه هنوز
نیستی دهانش قطعی نیست
سختی هست در میانه هنوز
گوشها پر شد از حدیث کمال
نشنید آن در یگانه هنوز
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به حالتی از انتظار و نومیدی اشاره میکند. هنوز بار سفر از خانه برداشته نشده و نشانهای از آمدن محبوب دیده نمیشود. محبوب که سایه گستر و پناه عاشقان است، همچنان در آشیانه خود باقی مانده و دعاهای عاشقان هنوز برآورده نشده است. همچنین، گرچه پرتو زیبایی او جهان را روشن کرده، اما آتش عشق هنوز زبانه نکشیده و نشانهای از وصال وجود ندارد. گوشها پر از داستانهای کمال است، اما هیچکدام صدای محبوب را نشنیدهاند. شاعر به وضوح حس ناامیدی و فاصله را در این مرحله از عشق ابراز میکند.