شمارهٔ ۶۱۲ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
از بار دین و دنیا باشد مراد هر کس
میگوی هر چه خواهی من بار خواهم و بس
جان دید آن رخ آنگه دانست کز چه سوزد
این نکته جز در آتش روشن نگشت برخس
گر می کشد کسائرا نزدیک خود چو بیند
از پیش او نخواهد رفتن کسی ازین پس
گونی رسی به آن لب گر جان به لب رسانی
گو جان تشنه ما زین آرزو به لب رس
دور از نو ما غریبان گر بی کسیم شاید
چون نیستیم همدم جز با رقیب ناکس
عکس جمالت افتد گه گه بکوی دلها
چون پرتو تجلی بر وادی مقدس
زید کمال خرقه بر قامتی که آید
در چشم همت او یکسان پلاس و اطلس
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری است که به موضوعات مختلفی از جمله بار دین و دنیا، عشق، و سوز و گداز دل میپردازد. شاعر بیان میکند که هر کس هدف و بار خاص خود را دارد و در این راه سختیها را تحمل میکند. او به عشق و زیباییهای خداوند اشاره میکند و از حسرت دوری از معشوق سخن میگوید. همچنین به این نکته اشاره میشود که در این دنیا ممکن است فردی تنها باشد و همدمی نداشته باشد، اما زیبایی معشوق همیشه در دلها باقی میماند. در نهایت، شاعر با استفاده از نمادهایی نظیر خرقه و قامت، به برابری ارزشها در چشم افراد اشاره میکند.