شمارهٔ ۶۲۵ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
به مطرب شبه چه خوش میگفت چنگش
خوشا می کز لب ساقیست رنگش
چو ساغر رفته بود از دست مطرب
به صد تصنیف آوردم به چنگش
چه بیم از محتسب بیمم ز شیشه است
که می ترسم برآید پا به سنگش
دهان تنگ و چشم تنگ دارد
بود زین جن خوبی نگ نگش
جدلها کرد دی واعظ به یک مست
نمی افتد خطا هرگز خدنگش
شب و روزت کمال این می به کف باد
که گه آئینه خوانی گاه زنگش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف جاذبههای موسیقی و مینوشی میپردازد. او از لذتهایی که از صدای مطرب و رنگ شراب به دست میآید صحبت میکند و به زیباییها و شادیهای زندگی اشاره دارد. همچنین نگرانیهایی از قضاوتهای محتسب و تاثیر آن بر نوشیدن و لذتبردن از زندگی دارد. در نهایت، شاعر به راز و رمزهای عشق و زیبایی اشاره میکند که در دل شب و روز جاری است.