شمارهٔ ۶۴۵ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
من باده بخورم چکنم گو حرام باش
زاهد برو تو در پی ناموس و نام باش
خواهی که برخوری دو سه روزی ز عمر خویش
ترک صلاح گیر و خراب مدام باش
بگذار راه کعبه و بتخانه قبله ساز
از ننگ و نام بگذر و با چنگ و جام باش
زهد ریا و فسق نهانی به کار تست
های ناتمام در همه کاری تمام باش
خواهی که پیش زنده دلان محترم شوی
در میکده مجاور بیت الحرام باش
مانگریم معرفت خاص و عام را
نو در پی شناختن خاص و عام باش
شیراز جای مردم صاحب کمال نیست
هان ای کمال عازم دارالسلام باش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این غزل به نقد زهد ظاهری و ریاکاری میپردازد و به کسانی که در پی ترک دنیا و جستجوی نام و مقام هستند، هشدار میدهد. او پیشنهاد میکند که اگر کسی میخواهد زندگی را به طور واقعی تجربه کند، باید از غرور و نام و ننگ بگذرد و به لذتهای لحظهای و دنیوی رو بیاورد. همچنین، شاعر یادآور میشود که برای شناخته شدن در جمع اهل معرفت، باید با دلهای زنده و در مکانهایی همچون میکدهها حضور داشته باشد. در پایان، به نقد جامعه و کمالجویی در شیراز پرداخته و به مقصدی دیگر اشاره میکند.