شمارهٔ ۶۵ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
آنچه از خدای خواست دل بنده باز یافت
خود را به چشم مست تو در عین ناز یافت
از عشق خواه دولت باقی که در جهان
محمود هرچه بافت ز زلف ایاز یافت
آن بی قدم که در حرم عشق پی نبرد
آمد به دیدنت در دولت فراز یافت
هر کو گزید لعل تو آب حیات خورد
آنکو گرید قا نو عمر دراز یافت
چشم خوشت به گوشه محراب عاشقان
مستان خویش را همه اندر نماز یافت
میسوز دل کمال که کسی را فروغ نیست
رخسار شمع نور ز سوز و گداز یافت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری است که به عشق و حالتی روحانی اشاره دارد. شاعر از خداوند درخواست کرده و در عوض، زیبایی و مستی چشمان معشوق را یافته است. او به دنبال خوشبختی و نعمتهای پایدار جهان است و به این نتیجه میرسد که هر کسی که از زیبایی معشوق بهرهمند شود، به زندگی جاودانی دست خواهد یافت. عاشقان در سجده و نماز به یاد معشوق هستند و دل شاعر در آتش عشق میسوزد، زیرا روشنایی و زیبایی معشوق، الهامبخش روح اوست.